اولین مهندسی اروپایی ها، تجزیه و تصاحب یک سرزمین (بخش ۶)

ادامه (بخش ۵)

 پیش از ورود اروپایی ها، بیش از ۳۰۰ زبان گفتاری

در آمریکای شمالی و پیش از استعمار، این سرزمین مهد شمار زیادی از زبان‌های گفتاری و تاریخی بود. در واقع نشانگر این است که بشریت در طی سیر تکاملی خود، در گویش فرهنگی نیز تحول داشته. با این حال، بسیاری از این زبان‌ها و با  سیاست‌های مثلا یکسان سازیِ (سفید پوستان اروپایی)، که به مرور زمان سرزمین بومیان را تصاحب نموده، و بشکل اروپایی قدیمی خود دولت تشکیل داده؛ و در نتیجه موجبِ از میان برداشتنِ چرخش فرهنگ زبانهای مختلف شدند. سال ۱۲۸۵ شمسی مطابق با  ۱۸۶۹ میلادی، رئیس‌جمهور وقت، (یولیسیز سایمِن گرانت) اعلام نمود: «دو سومِ مشکلات ما نابرابریِ امروزِ زبان است … گویش بیگانه ایی این قبایل را باید نابود کرد و زبان انگلیسی را باید جایگزین آن نمود». شایان ذکر است که با وجود سیر تکاملی زبانهای قومی بسیار در آن سرزمین: فرهنگ، ادب، فهم یگانه پرستی و تمدنِ بشریت نیز در چرخش طبیعی خود قرار داشت.

بومیان در آمریکا، در اواخر ۱۱۷۸ شمسی و آغاز دهه  ۱۸۰۰ میلادی از جوامع خودشان تبعید و رانده شده، و اجبارا به قرارگاه‌های خاصی در بیابان هایِی، بدور از زائرین اروپایی بنام (رزرواسیون) فرستاده شدند. با اينكه عهد و پیمان های کتبی بین سفید پوستان و بومیان قول داده می شد، در این خصوص به بومیان کتبا تضمین داده می شد که قرارداد زائرین قانونی می باشد. هر چند که، هر وقت تغییر و تحول درهمان منطقه از سوی اروپاییان صورت می گرفت، بطور مثال تحول در ساختن خطِ راه آهن و روستا سازی های گسترده دیگر. مجددا برای جابجایی بومیان، ارتش و دولت تشکیل شده وقت امریکا دست به اقدامات خصمانه ایی می‌زدند، و اجبارا بومیان را باز هم به نقطه پرتِ دیگر انتقال می دادند. بسیاری از بزرگان هر قوم، که از قبل انتقال یافته بودند، با قراردادهای فسخ شده از طرف مقابل مخالفت داشتند. آن هنگام، اروپایی ها با قطع کردنِ ارسال آذوقه، آنها را مجبور به اطاعت می‌کردند. این اولین روش و سیاست کنترل و تاثیرگذار در زندگی دیگران در دنیا بود. در واقع زائرین اروپایی نقطه ضعف را یافته بودند، و برای به زانو کشیدن تمامی بومیان در آن سرزمین  به اقدام (تحریم) روی آورده بودند؛ ارتکابی که در دنیا ضد دیگر ملل ها هم تا به امروز انجام می‌دهند..

دلیل درگیری بین بومی و اروپایی است

تاخت و تاز شتابزده و کورکورانه اروپایی ها از ابتدا برای تصاحب زمین، و همچنین برای یافت طلا و یا همان گنج گمشده رویایی، که موجب مهاجرت اروپایی ها شده بود؛ اما عشایر بومی هیچ اطلاعی از چنین نقشه ایی نداشتند. عشایر نمی دانستند که موج های جدیدی از اروپایی ها درراه می باشد. با این دیدگاه در ذهن بومیان، که سفید پوستان رهگذر و مهمان موقت می باشند، نهایت آداب مهمان نوازی خود را اعمال نمودند.

کریستف کلمب در یادداشت های سفرنامه های خود، بومیان عشایر را چنین توصیف نمود. (ساکنین این سرزمین آنقدر فروتن و دست و دل باز هستند که حتی اگر شام شب شان را هم از آنها بگیرید، ناراحت نمی شوند).  (اگر چیزی داشته باشند، با مهمانشان قسمت می کنند، و هیچگاه طمع در آنها ندیدم). بومیان عشایر،طریقه مختلف زندگی در سرزمین جدید را با اروپایی ها به اشتراک گذاشتند. در مورد مذهب، راه و رسم فرهنگی نیایش شان، و حتی رازهای ایمان خودشان، که از پیشینیان و گذشتگان بعنوان میراث هویتِ خودشان بود؛ با صداقت اندیشی برای اروپایی ها پرده بر می داشتند.

…ادامه در(بخش ۷)

 

مدرس - سوری وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید