اولین مهندسی اروپایی ها، تجزیه و تصاحب یک سرزمین (بخش ۷)

ادامه (بخش ۶)

دلیل کوچ اجباری عشایر

اگرچه، دولت خود خوانده و بخصوص فدرال شده آمریکا به اقوام و عشایر بومی بطور کتبی اطمینان  داده بود که بعد از راندن آنها از مناطق اسکانی شان، دیگر جابجا نخواهند شد. بارها  و بارها  برای ساخت و ساز و گسترش قلمروهای جدید، برای اسکانِ سفید پوستان اروپایی؛ طوایف را مجبور به انتقال به محدوده دست نخورده دیگر که بیابان بود نمودند. بطور مثال،  منطقه کانزاس که در سال  ۱۲۳۲ شمسی مطابق با ۱۸۵۴ میلادی مهیا شد؛ بار دیگر جمعیت کثیری از عشایر را بر خلاف میل خودشان مجبور به اخراج به مناطق بایر دیگری نمودند. با گذشت زمان، بسیاری از سفید پوستان اروپایی حتی پس از جنگ داخلی آمریکا بین شمال و جنوب؛ به قلمرو کانزاس نقل مکان نمودند. اروپایی ها با حقِ اختیار مالکیت تمام سرزمین، با تخریب و به آتش کشیدن روستاها و کشتار صاحبان آن سرزمین که زنها و کودکان عشایر بومی بودند، در مدت بسیار کوتاه؛ مانند گذشته در آن منطقه هم این عمل را سرعت بخشیدند. تحقیقات بسیاری که با منابع مطالعاتی در آمریکا انجام شد، نشان می دهد بسیاری از ملل بومی قاره آمریکا به دلیل بیماری های جدید آن وقت، که در واقع زائرین از اروپا و سایر نقاط جهان با خود آورده بودند؛ از بین رفتند. بیماری های نا علاج از قبیل: آبله، سرخک، طاعون، مالاریا و همچنین  وبا؛ که به بومیان انتقال داده شد.

یکی از اولین و وحشتناکترین جنایت (قومی) و تا به امروز علیه بشریت، که اروپایی ها بعد از استعمار در افریقا نیز انجام  تکرار نمودند؛ موارد خشونت آمیز بود که علیه طوایف بومی آمریکا، که بین سال های ۴۲-۱۱۴۱ شمسی که مطابق با ۶۴-۱۷۶۳ بود که در آمریکای شمالی رخ داد.  درطول همان سالها، زمانی که فرمانده ارتش بریتانیا (جفری آمهرست)  که در آمریکا مستقر بود، برای از بین بردن هرچه سریعتر عشایر قومی پیشنهاد نمود، پتوهای غیر قابل استفاده و آلوده به ویروس (خطرناک آبله) را به سکونتگاه های بومیان (چادرنشین) ارسال نمایند. با این شیوه، بیماری مذکور به بومیان انتقال داده شد؛ و اکثر این دو عشایر بومی؛  (شاو-ونی) و (مین-گو)  بتدریج توسط ارتش وقت سفید پوستان بقتل رسیدند.  این دو قوم بومی در( فورت پیت) وقت، (پیتس بورگ) کنونی، تحت محاصره نیروهای مسلحِ اعزام شده اروپایی بودند. به نقل از مورخینِ اخیر، قبل از ارسال پتوهای آلوده، بعنوان وسیله ایی برای گرم نگاه داشتن کودکان و زنان بومیِ تحت محاصره، پیشتر پتوها مورد استفاده سربازان اروپایی مرده یا مریض بوده. در دست نوشته های موجود بایگانی شده که امروزه در موزه ملی آمریکا می باشد، نگاشته شده؛ ما از بیمارستان کوچک آبله، به هر یک از «سرخ پوستان» دو پتو و یک دستمال دادیم، و امیدوارم اثر موردنظر را داشته باشد (اپیدمی بزرگ آبله ۲۰۰۱ مطابق با ۱۳۷۹).   دریک آمارگیری جمعیتی، از عشایر در آمریکا، که اوایل قرن ۲۱ انجام شد. تعداد جمعیت  قوم (شاو-ونی) به ۱۲۰۰۰ و قوم  (مین-گو) به ۵۰۰۰ نفر بازمانده برآورده شده بود. امروزه، در دنیا، استفاده از یک بیماری خطرناک، سلاح جنگی علمی بشمار می رود.

جنگ

از زمان ورود اروپایی ها به سرزمین موعود وقت، یا آمریکای شمالی امروزه ، و برای بیش از ۲۵۰ سال پس از ورودشان، درگیری هایی بین استعمارگران و ساکنین اولیه به وجود آمد که منجر به جنگ هایی خونین شد.؛ که بسیاری از هر دو طرف جان خود را از دست دادند. هر چند که  سربازان اروپایی از نظر فناوری جنگی پیشرفته بودند، و بومیان با همان تیر و کمان یا نیزه هایی که برای شکار تغذیه خود استفاده می شد؛ از حریمِ خانه و کاشانه خانواده خود دفاع می کردند. در ابتدا سلاح هایی که اروپایی ها استفاده می نمودند، مانند شمشیر، نیزه و زره که ساخته شده از فلز بود. ، با گذشت زمان و تکامل اروپایی ها در جنگ  و کشتار، توپ های جنگی، تفنگ و انواع سلاح های کمری؛ ساخته و مورد استفاده قرار می گرفت.  ساکنین و یا صاحبان اصلی آن سرزمین پهناور، در واقع هیچ شانسی برای یک دفاع منصفانه درمقابل هجوم مرگبار سفید پوستان از خود نداشتند.

مجموعه درگیری‌های مسلحانه ایی که بین استعمارگران (بریتانیا، فرانسه، اسپانیا، سوئد)، که بعدها به ارتش ایالات متحده نامگذاری شد رخ داد، و به جنگ‌هایی با سرخپوستان آمریکا معروف شد. در نتیجه، به قتل‌عام های «قابل توجیه» ادامه یافت، و کل اقوام صلح طلب بومی را آواره نمود. سرانجام در انتهای نسل کشی، اروپایی های زائر، سرزمین را تصاحب نمود و بومیان را  به مناطق بکر و بایر تبعید نمودند.

از آغاز ورود اروپایی ها، تا حدود ۲۵۰ سال بعد، جنایات ها و جنگ های متعدد برعلیه بومیان آمریکا در نسل های مختلف و در نقاط زندگی آنها انجام شد؛ که منجر به کاهش جمعیت بسیاری از اقوام بومی و همچنین موجب انقراض آنان شده است. اروپایی ها همچنین بومیان آمریکا را مجبور به اتخاذ سبک زندگی کاملاً متفاوت با فرهنگ اروپایی خود نموده، و این عملکرد بتدریج منجر به از دست دادن فرهنگ قومی، مسلک خدا پرستی و زبانِ بومیان آمریکا شده است.  امروزه مردم بومی آمریکا به عنوان یک جاذبه گردشگری در آمریکا شناخته می شوند، اما اغلب به عنوان بخش جدایی از فرهنگ ایالات متحده واضح دیده می شوند. نسل کشی بومیان آمریکا، روند تخریب جمعی جوامع بومی آمریکای شمالی به شمار می رود، که با ورود اروپایی ها در سال ۱۴۹۲ آغاز شد؛ و به طور سیستماتیک تا قرن نوزدهم ادامه یافت  . استعمار و شهرک سازی، به این معنی می باشد که با ورود اروپایی های بیگانه به سرزمینی جدید، و طراحی برای تجزیه آن و حتی گرفتن آن سرزمین از جمعیت موجود اشاره دارد، و به عنوان اولین اقدام  مهندسی استعمار (فرانسوی ـ بریتانیایی)  تلقی می شود که جمعیت  آن سرزمین را به سوی نسل کشی سوق داد. همچنین کشاورزی ، که به معنای تقسیم اراضی عشایری که به قطعات کوچک فردی تقسیم شده بود، در این باب فقط آن طوایفی که تقسیم اراضی قبیله ای را پذیرفته بودند، اجازه داشتند شهروند ایالات متحده شوند. برای توصیف نمودن جنایات آلمان نازی، که در طول جنگ دوم اروپایی علیه یهودیان و سایر اقشار اروپایی رخ داد. در اصل همان طرح مهندسی تجزیه و نسل کشی که برعلیه بومیان آمریکایی انجام شد، هیتلر نازی در صدد بود که اروپا را به همان روش تجزیه نماید.  خاطر نشان شوم، بعد از اتمام جنگ دوم اروپایی، برای اولین بار، اصطلاح نسل کشی توسط (رافائل لمکین ۱۹۴۴)  یهودی حقوقدان لهستان، که از جنگ گریخته  بود ابداع شد؛ (لمکین) بیشتر برای واژهٔ نسل کشی یا منع و مجازات جرم نسل کشی شناخته شده است.

…ادامه در(بخش ۸)

مدرس - سوری وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید