اولین مهندسی اروپایی ها، تجزیه و تصاحب یک سرزمین (بخش ۸)

ادامه (بخش ۷)

نگرش سفیدپوستان اروپایی به طوایف آمریکا

در ابتدای موج اول و دوم هجوم، استعمارگران اروپایی ( بریتانیا، ، سوئد، ایرلند، نروژ، روسیه، آلمان، فرانسه، ایتالیا) به مدت کوتاه با طوایف ـ عشایر بومی دوستانه برخورد نمودند. هر دو طرفین از یکدیگر در سکونتگاه و روستاهای خود نزدیک به سکونتگاه (مختلف فصلی) عشایر بومی از یکدیگر استقبال کردند، عشایر بومی تجارت با  استعمارگرانِ سفید پوست را کم و بیش پذیرفتند. در طی زمان، اکثر طایفه های بومی دریافتند که اروپایی ها بطور مکرر(مذهب مسیحیت) را به  آنها تبلیغ و تحمیل می نمودند، و در همان باب سفید پوستان امیدوار بودند که عشایر را از طریق تماس های روزانه خود؛ به (مسیحیانی متمدن) تبدیل نمایند. بر حسب این عملکرد اجباری و با پافشاری های سختگیرانه مکرر اروپایی ها، با گذشت زمان عشایر بومی  نیز از تلاش اجباری استعمارگران برای تغییر هویت یا تفکر و خداپرستی خودشان بسیار رنجیده شده و مقاومت نموده. سرپیچی عشایر نسبت به دنباله روی از روشِ فرهنگ دگم اروپایی، خشم استعمارگران را برانگیخت و در کوتاه مدت خصومت بین این دو نژادِ کاملا متفاوت و با فرهنگ بسیار دور از یکدیگر در گرفت. در نتیجه خشونت و درگیری اروپایی ها با عشایر آمریکا منجر به تغییر نگرش استعمارگران  نسبت به نژاد عشایر شد.

تا به امروز، اروپایی ها شکست خود در جذب عشایر بومی در آمریکای امروزی، به فرهنگ و مذهب مسیحیتِ خود، به دلیل (تفاوت های نژادی) می دانند، و نه اجبارِ متکبرانه در دستکاری افکار و تغییر فرهنگ عشایر در آمریکا . از آن زمان اروپایی ها، با یک دید ریشه اییِ ویژه منفی، نسبت به تمامِ طوایف در قاره آمریکا پیدا نموده  که تا به امروز؛ آنها را سرخ پوستان نامیده. البته این واژه از سوی نژاد پرستی پیروی گرفته، که با همان واژه نژاد پرستانه طوایف بومی را به اسم (سرخ پوست وحشی)؛ سعی نموده که به دیگر ملل معرفی نموده. هر چند که، اگر هر انسانی از نژاد دیگر، بخصوص در اروپای امروزی، بدون سرپیچی از فرهنگ سفید پوستان و قبول نمودن دین مسیحیت، مطیع و فرمانبر باشد؛ آن شخص (جزو نژاد سفید پوستان) تلقی می شود. حتی در اکثر کشورهای اروپای شمالی، بطور مثال در اسکاندیناوی، امروزه  چنین برخوردهایی با مهاجران انجام می شود، که در بازده چنین تاثیراتی؛ مهاجر حتی نام و اسم فامیل خودش و همچنین فرزندانشان را هم به نامهای اسکاندیناوی تغییر می دهند.

جنگ داخلی آمریکا، تجزیه طوایف بومی

جنگ داخلی آمریکا، فقط درگیری بین شهروندان اروپایی با تازه رسیده های اتحادیه و کنفدراسیون نبود. با سرایت به قلمرو طوایف (صاحبخانه اصلی)، در جبهه غربی جنگ،  جوامع و خانواده‌های عشایر بومی را عمیقاً از یکدیگر منتزع نمود. با اینکه سفید پوستان تا به آغاز جنگ داخلی، بارها به (نسل کشی) صاحبخانه که همان (عشایر بومی)، بودند؛ آزادانه به کشتار بدون مرز ادامه دادند. ولی با شروع  جنگ داخلی، توانستند عشایر را با قول و قرارهای مختلف متقاعد سازند که زندگی عشایر هم (بیش از پیش) در خطر می باشد. به همین خاطر، حدود ۲۰,۰۰۰‌  نفر از مردان عشایر مختلف بومی، در کنار نیروهای شمالی سفید پوستان، وارد جبهه های جنگ داخلی شدند؛ که در واقع ربطی به طوایف نداشت. در حالی که سربازان طوایف بومی به دلایل مختلف، ازجمله برای حمایت از برده داری یا حتی مبارزه با برده داری، به دفاع از حاکمیت قبایل و محافظت از خانواده و جامعه خود به نبرد ساخت اروپاییان شرکت نمودند. هر چند که جنگ داخلی کمک چندانی به پیشبرد نیازها و منافع عشایر نکرد. در عوض، تنش‌های طولانی مدت داخلی طایفه ایی را حتی تشدید هم نمود. همچنین باعث ویرانی مناطق بایر شده بود، که دولت ایالات متحده عشایر بومی را به آنجا رانده بود.

قبل از شروع قرن ۱۲۷۹ شمسی مطابق با ۱۹۰۰میلادی ، رفته، رفته خانه و کاشانه های عشایر بومی ویران شد، بطور فجیحی بوفالوهای آنها هم فقط  برای پوستشان از مضمحل شدند. آخرین گروه عشایر (سیوکس یا سو) در عاقبت و فقط برای زنده ماندن خود را به مقامات سفیدپوستان در منطقه (فورت رابینسون) در ایالت (نبراسکا) تسلیم نمودند. در نتیجه فرهنگ فراخ تاریخ بشریتِ طوایف دشت ها از بین رفت؛  و مرزهای آمریکا، که اروپایی ها روزی با تب پیدایش طلا به آنجا تهاجم نموده بودند؛  با شتاب به تمدن سفید پوستان تبدیل شد.

…ادامه در(بخش ۹)

مدرس - سوری وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید