اولین مهندسی اروپایی ها، تجزیه و تصاحب یک سرزمین (بخش ۱۰)
ادامه (بخش ۹)
نقش بومیان امریکا در طول جنگ جهانی دوم
قبل از وضعیت جنگی در اروپا، و کشاندن جنگ اروپایی به دیگر کشورهای غیر اروپایی، از جمله ایران؛ که هیچ تمایلی به دخالت در امور جنگی دیگر کشورها و بویژه این قاره نداشت. کمی بعد از آغاز (جنگ دوم اروپایی)، آمریکا که با حکومت هیتلر ویا همان دولت (آلمان نازی) تا آن زمان تبادل بسیار دوستانه ایی داشت. ولی ناگهان، دولت فقیر آمریکا در آن جنگ دخیل پیدا نمود.
دولت وقت بنامِ آمریکا، که تا آن زمان بسختی برای (ادامه تنفس خویش) و مردمی (سفید پوستان اروپایی) که، زمانی با رویایی (از فقر و تنگدستی به ثروتمند شدن ناگهانی) به آن سرزمین هجوم آورده بودند، و با از بین بردن فرهنگی بسیار گرانمایه برای ادامه بشریت؛ در این اندیشه بودند که بعدها با (دستی پر از طلا و ثروت) به اروپا یا کشور خویش بازگردند. در نتیجه با نا امیدی و درماندگی در همان قلمرو که امروزه (آمریکا) خطاب می شود؛ ضرورتاً ماندگار شدند. در این خصوص «مهاجران اروپایی»، برای ادامه بقای خود و جستجو برای زنده ماندن آمریکای امروزی، قرار می رفت که برای بقای خویش به کاسبی به اروپایی ها روی آورد؛ که آورد.زیرا تا به بقای انتخاب قبلی خویش، که (اشتباه بزرگ تاریخی) اروپا بود؛ ادامه دهند. وقتی اروپایی ها که با افتخار خود را (سفید پوستان) که به قلمداد (تمیز پوستان) نیز می دانند، در آن به اصطلاح (آمریکای کنونی)؛ که بسیاری از بومیان یا در اصل (شهروندان اولیه) را نابود نمودند. در آن زمان به جای (مسیح عیسی) نیز تصمیم گرفتند، که «طهارت» در سرزمین غصب شده را تکوین دهند؛ و نژادهای بشری را با هدف زنده ماندن برای فقط (نژاد خود = نژاد سفید) را معدوم نمودند. ناپدید شدن میلیونها از بومیان که «صاحب خانه» اصلی بودند ،در آمریکای امروزی و در آن منطقه، فقط ناپدید شدن آن گونه که آنها را (مردمان وحشی) نامیدهاند نیست. اروپایی ها در نام عیسیِ مسیح، در اصل پیشرفت های انسانی و گسترش ترفیع (انسان اندیشمندِ فرهنگی) را بطور کلی نابود نمودند. در کل و در پایگیری جنگ دوم اروپایی، حکم رانانِ آمریکای کنونی با مشورتِ کشور انگلستان، موفق شدند که با تبلیغات شبانه روز خود روی آورده. همچنین با تبلیغ وحشت پراکنی در افکار دیگران که به لاتین (پروپاگاندا) نام گذارده شده، خطر حمله آلمان نازی را به قاره امریکا هم ربط دهند و توجه (ملی – مهینی) از افکار «مردم آمریکا» را فقط بخود جلب نمایند. علاوه بر این تا اویل ۱۳۰۸ شمسی یا اواسط ۱۹۳۰ میلادی، همچنان اروپاییان صاحب خانه اصلی، یا طوایفِ بومی را در آمریکا به مناطق بیابانی از قبل تعیین شده راندند؛ که در واقع محرومیت انسانی را به آنها سوغات داده بودند.
در واقع دولت وقت آمریکا با تبلیغاتِ فراوانِ ضد جنگ، با تبلیغات و قول و قرارهای مختلف، تلاش نمود که بومیان را به خدمت در ارتش درآورد. اکثر کسانی که تا آن وقت به خدمت ارتش درآمدند، حتی تا آن زمان حق شهروندی یا (قانونی رای دادن) در امریکا را نداشته؛ و بی وقفه اکثر بومیان مورد تبعیض نژادی از سوی مقامات دولتی و غیر دولتی قرار می گرفتند. با این حال، بوم یانِ خانه بدوش با امید برای تغییر در وضعیت زندگی اجتماعی خود و خانواده شان، همچنین با تعهد برای محافظت از سرزمین اجدادی خود؛ در برابر «تازنده گان»؛ به خدمت در ارتش آمریکا درآمدند. شایان ذکر است، در جنگ «جهانی دوم»، برای ارتباطات نظامیِ رادیویی، ارتش آمریکا بجای انگلیسی از زبان بومیان آمریکایی، بخصوص از (خاندان ناواحو)؛ برای تبادل پیامهای رادیویی در ارتش آمریکا استفاده نمود. البته نخستین بار که ارتش آمریکا با استفاده از زبان مختلف دودمان برای رمزنگاری جنگی در ارتش استفاده نمود؛ می توان به جنگ جهانی اول اشاره نمود. زیرا در آن وقت، سربازان (طایفه چروکی) از لشکر ۳۰ پیاده نظام آمریکا، مأمور شدند که پیام ها را در حالی که زیر آتش دشمن شان بودند، در طول نبرد دوم به پشتیبانی انتقال دهند.
ارتش آمریکا در جنگ خود علیه ژاپن هم بر خلاف از پیش؛ بارها با شکست مواجه شد. بویژه هنگامی که ژاپن کدهای نظامی متفقین را شکستند، همان کدهای که برای محافظت از طرح های عملیاتی در ستیزِ اقیانوس آرام در طول به اصطلاح جنگ جهانی دوم استفاده می شد. در نتیجه نیروهای ارتش آمریکا، ناچارا برای گریز از شکست، متوسل به (طایفه ناواهو) شدند. نیروی دریایی آمریکا ۲۹ مرد (ناواهو) را انتخاب نمود تا کدی بر اساس زبان پیچیده ناواهو ایجاد نمایند. در سال ۱۳۲۰ شمسی مطابق با ۱۹۴۲ میلادی ، هنگ تفنگداران دریایی آمریکا با ۱۵ بیسیمچی نخبه به زبان (۰طایفهِ ناواهو) وارد کانال سواحل (گوادال) شدند. این نخبگان با زبان ناواهو؛ که سرانجام این نجات دهندگانِ آمریکا از جنگ با ژاپن بودند.
در پی مطالعات مختلف و تحقیقات در باب نوشتار دیگر محققان، اکثر پژوهش ها اشاره براین دارند، که کارزار دوم اروپایی ، نگرشِ بومیان آمریکایی نسبت به دولتمردان و همچنین جلوهِ آمریکا در دنیا را تغییر داد. در بین همین تحقیقات که نشان می دهد، پس از پیکار دوم اروپایی که جهانی نام نهاده اند؛ بومیان جانباز آمریکایی به مکان های خود بازگشتند. در بسیاری از موارد هیچگاه از آنها به عنوان جنگجو یا (جنگجویانِ پیروز)، نامی برده نشد. قولی که دولتِ وقت آمریکا برای تغییر وضعیت زندگی جانبازان به آنها داده بود؛ هیچگاه عملی نشد. آنها درهمان وضعیت با محدودیت مسکن، اشتغال، تحصیل، حق و حقوقِ زمین، حق آب و رای شهروندی، که قبلا با تبعیض مواجه بودند؛ در همان حق کشی نسبت به بومیان ماندند. بعد از جنگ آمریکا در اروپا و همچنین علیه ژاپن،زندگی به همان روال ادامه یافت. شایان ذکر است که در بسیاری از ایالت ها، خرید یا مصرف الکل بویژه برای بومیان آمریکایی غیرقانونی بود. با این حال، درطول خدمت بومی هایِ آمریکایی در ارتش، بسیاری از سربازان بومی خرسند از این بودند که بدون هیچ مشکل قانونی، آزادانه می توانستند در دوران خدمت خود، چه در پایگاه های ارتش و چه در مرخصی در کشورهای اروپایی در (زمان جنگ)؛ قادر به خرید و مصرف مشروبات الکلی بودند. در خصوص جنگ آمریکا در ویتنام نیز، برای همه پرسی در مورد ادامه و یا خروج نیروها از جنگ، دولت وقت آمریکا در صدد بود که عشایر آمریکایی رای دهند. در نتیجه حدود ۲۰ درصد از طوایف به خروج آمریکا از ویتنام رای دادند. حدود ۸۰ درصد از کل طوایف در آمریکا؛ به ترک (اروپایی های سفید پوست) از سرزمین آمریکا رای داده اند.
…ادامه در (بخش ۱۱)