اولین مهندسی اروپایی ها، تجزیه و تصاحب یک سرزمین (بخش ۱۲)

ادامه (بخش ۱۱)

استنباط از فرهیختگی

پیشتر و به گفته دیگر تاریخدانان، نسل اول تا ششم زائرین اروپایی، پیروزی شتابانِ «تمدن» خود را که امروز اروپایی – آمریکایی نام نهادند بر «وحشی گریِ» عشایر مختلف (امریکایی های اولیه) جشن می گرفتند.  با اینکه بر حسب «ظاهر»، از نابودی و نسل کشی عشایر بومی از طریق شکست نظامی آنها؛ ابراز تاسف می کردند. ازهر جهت و در هر دو سوی، عشایر بومی عمدتاً قربانیانِ لاابالیِ زائرین اروپایی شدند. با گذشت زمان و با رویدادهای جدید، همچنین با وجود بررسی و تجزیه و تحلیل های میدانی از وقایع؛ تاریخ واقعیت دیگری را بیان می کند. آن می تواند گویایِ مقاومتِ پایداری عشایر بومی باشد، که به اشکال گوناگون در برابر سیطره ۳۰۰ ساله سفید پوستان از بین رفتند. همچنین انعطاف پذیری فرهنگیِ بشر گونه عشایر با زائرین اروپایی را بازگو می کند. در نتیجه، بومیان برای نابود نشدن قوم های شان، در همان حاشیه هایِ (سرزمین اجدادی شان) که برای آنها از قبل تعیین شده بود؛ در بی نامی و نا هویتی اسکان یافتند، و آرام، آرام بدون هیچ ردِ هستی  از روی کره زمین پاک شدند (ر. وایت ۱۹۴۷).

فراتر از آن مورد تاریخی، اولین شخصی که آغازگر هجوم اروپایی ها بود، کریستف کلمب دریا نورد پرتقالی،  که به اشتباه تصور می کرد سرزمین آمریکا؛ سمت شرق هندوستان است. به قول دست نگاشته های وی:  آنها (بومیان) آنقدر ساده لوح (صاف و صادق)هستند، و در مورد دارایی های خود آنقدر آزادانه می اندیشند، که هیچ کس که شاهد آن نبوده است؛ آن را باور نخواهد نمود. وقتی چیزی را که دارند و آن را می خواهید، هرگز «نه» نمی‌گویند، برعکس، پیشنهاد هم می کنند که با همه قسمت کنید (لاس کازاس- سفرنامه کریستف کلمب، بین سالهای ۸۲۹ – ۸۸۴ شمسی مطابق با ۱۴۵۱ – ۱۵۰۶).

به گفته یکی از رهبران عشایر سیوکس: (اروپایی ها سفید پوست وعده‌های زیادی به ما دادند، بیش از آنچه که یادم می‌آید، اما فقط به یکی از وعده‌هایشان وفا کردند؛ قول دادند که زمین ما را بگیرند و آن را گرفتند).

در دوره دیگر، یکی دیگر از اندیشمندان عشایر سیوکس‌ (پیشوا دن جورج) گفته است: (از بین تمام دستورالعمل هایی که دریافت می کنیم، این مهمترین است: هیچ چیزی را که در آنجا هست متعلق به شما نیست، از آنچه می گیرید باید با دیگران شریک شوید. سالها قبل از اولین جنگ اروپایی ها، ملقب به جنگ جهانی اول، آوازه (صخره پیشگو) در ایالت‌ آریزونا؛ نظر بسیاری از باستان شناسان و مورخین وقت آمریکا را بخود جلب نمود.

بر روی تکه صخره ایی، که قسمتی از کوه بوده، حکاکی هایی نقش بسته؛ که گویای پیشگویی طایفه (هوپی) بر روی صخره می باشد؛ یافت شد. این حکاکی ها که قدمت بیش از هزار ساله دارد، پیشگویی می باشد که در باب (سرنوشت بشریت و تمدن انسان) بر روی کره زمین، که از طایفه (هوپی) بجا مانده است. روی کتیبه ها بر صخره ایی رسم شده:

کسانی مانند (مرد سفید پوست) از راه می رسند، نوعی تار عنکبوت که امروزه «مخابرات» و «اینترنت» نام نهاده شده است را برای ارتباط بر روی زمین خواهند ساخت. کره زمین، به گفته طایفه هوپی، نمی تواند مالکیت داشته باشد. ( آدم سفید پوست) مربع هایی را روی زمین تشکیل می دهد «شبکه های الکترونیک» (آدم سفید پوست) در مسیر تکنولوژی، فاقد ارتباط با شرایط زمین هستند. آنها سعی می کنند قوانین خود را تعیین کنند؛ و تداوم زندگی را از بین ببرند. اگر آن راه را دنبال کنید، انسانیت به پایان می رسد؛ (سنگ نگاره اجدادی هوپی).

روی همان سنگ ها یا صخرها نیز در ادامه ترسیم شده، که ‌(آدم سفید پوست) از راه می رسد خانه هایی از جنس «میکا» را می سازد، زیرا شیشه در آن زمان وجود نداشت. خانه از جنس میکا در سواحل شرقی (ساختمان سازمان ملل) ساخته خواهد شد، جایی که همه پیشواییان جهان گرد هم می آیند تا برای یافتن صلح تلاش کنند. در باب این حکاکی طایفه (هوپی) چندین سال تلاش نموده است تا پیشگویی اجداد خود را به سازمان ملل تفصیل نماید.

برای قرن‌ها، هوپی‌ها بر حسب تشریح سنگ نگارها گفته اند که انسان به کره ماه سفر خواهد نمود. روی همان سنگ صخره ایی، رسم شده است که نماد خورشید (سواستیکا – نماد هندوها) منعکس خواهد شد (نماد آلمان نازی  یا نمودار آدولف هیتلر). مدت ها پیشتر، طایفه (هوپی) در مورد جنگ دوم اروپایی ها (جهانی)  و قبل از آن هشدار داده بودند،  که آدولف هیتلر از نماد خورشید (هندو) سوءاستفاده خواهد نمود. پیش‌گویی روی سنگ یا صخره ها، یک یک شی با رنگ خاکستری کشیده است که در آسمان کاوش می‌کند، و باعث گسترش بیماری در زمین می‌شود؛ که نمودارِ  (بمب اتمی آمریکایی ها ) در هیروشیما می باشد.

…ادامه در (بخش ۱۳)

مدرس - سوری وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید